تبلیغات
رویاهای شاعرانه
 
رویاهای شاعرانه
 
 
سه شنبه 4 آبان 1395 :: نویسنده : sharareh y
سوار قایق من شو...به رود من برگرد

 كویر شو به سراب حدود من برگرد

 

اگرچه تشنه ی مهرم ...  تو ابر باش و نبار

به استحاله ی اوج و فرود من برگرد

 

  خدای حوصله ای باز هم نجابت كن

به انزوای ركوع و سجود من برگرد

 

 تویی كه "موی میانت به چون منی نرسد"

ثواب كن به خیال حسود من برگرد...

 

بیا و تشنه ی من باش و آب بازی كن

به حوض كوچك شعر كبود من برگرد 

 

 شبیه نور طلایی میان حالت آب

به انكسار جهان در وجود من برگرد

 

بیا و قاصدكی باش و در تلاطم باد

روان شو و به تن تار و پود من برگرد

 

 به استعاره ی غمناك عشق، عادت كن

به شور سركش شعر و شهود من برگرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 خرداد 1396 :: نویسنده : sharareh y
دیدند که در خلوت خود می خوردیم
شلاق و تشر زدند و ما هی خوردیم

دادیم تعهد که به می لب نزنیم
دیگر پس از آن همیشه با نی خوردیم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 خرداد 1396 :: نویسنده : sharareh y
ای کاش دلت مثل دلم تنگ نباشد
اهنگ دلت کوک و،بد اهنگ نباشد

ارام بگیری و در اغوش عزیزت
بین سر و دلدادگی ات جنگ نباشد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 خرداد 1396 :: نویسنده : sharareh y
خسته باشی 
دل ِ تو مرگ بخواهد اما..
مرگ
هی ناز کند
ناز کند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 خرداد 1396 :: نویسنده : sharareh y
کاش میشد کُنجِ دنجی را شبی پیدا کنم

آدمیزاد است دیگر دوست دارد دِق کند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 خرداد 1396 :: نویسنده : sharareh y
مثل آبی که می ریزه
واسه جمع کردنش دیره
دلی که بشکنه
هیچ وقت دیگه آروم نمیگیره
تا وقتی که خدایی هست
رفیق راه من باشه
تو هر جایی زمین خوردی
شاید از آه من باشه:)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
سالی که بر من و تو گذشت
فقط ٣٦٥ روز نبود
جمعه‌ها را باید دو روز حساب کرد!"



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
آدمهایی که ما را ترک می کنند سه دسته اند:
یک گروه آنهایی که بر میگردند؛گرچه نه آنها دیگر همان آدمهای سابق هستند و نه ما...
گروه دوم کسانی هستند که هرگز برنمیگردند؛
چه آنهایی که نمیخواهند،چه آنهایی که نمیتوانند...
گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پل های پشت سرشان را خراب کنند
که اگر هم بخواهند،نتوانند برگردند...
خطر ناکترین گروه سومی ها هستند...
چون موقع رفتن طوری ما را میشکنندکه ما تا مدتها در کما می مانیم ...
و خیلی دیر می فهمیم که برای چه آدمهای بی ارزشی اشک ریختیم...
احساس گناه کردیم،از خود گذشتگی کردیم،و تا مرز نابودی،زندگی را فدا کردیم ...
خیلی دیر می فهمیم...خیلی دیر... ولی یک روز می فهمیم...
چیزی که هرگز نمیفهمیم این است ...
که اصلا چه چیز این آدمها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟
روزی که آدمهای بزرگتری،با ارزشهای والاتری وارد زندگی ما می شوند...
آن روز قدرِ خودمان را بیشتر می دانیم...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
دیوانه نمی گوید" دوستت دارم"..
دیوانه اصلا بلد نیست بگوید" دوستت دارم"..
دیوانه می رود تمام دوستت دارم هایش را ..
به هرجان کندنی ..
جمع می کند از هر دری..می زند زیر بغلش ..
شعر می کند..
آواز می کند....
منتظر می ماند..
تا بریزد پای عابری ..
که اصلا قرار نیست بفمد دوستش دارد...
عابری که زیر لب می گوید .."عجب دیوانه ای" ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
وقتی می گویی نرو
از انگاه که می گویی بیا
بیشتر دوستت دارم

نمیدانم و هرگز
هم نخواهم فهمید
نرو
از بیا
چرا اینگونه محزون تر است 
....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
شبی بارونیم امشب، چقدر این کوچه خاموشه
چقدر احساس من خیسه، چقدر دنباله آغوشه
کنار کوچه کز کرده، هوا که مثل من سرده
و باز پرگار افکارم به دور کوچه می گرده

کسی که خاطرات اون همیشه بوده کابوسم
نمی فهمم چرا تو خواب دارم لبهاشُ می بوسم

هنوزم باورش سخته ، چطور شد باورش کردم
چه جوری عاشقش بودم که عمرُ پرپرش کردم

صدای ترمز ماشین، طناب خواب ها پاره
دوباره می پرم از خواب تک و تنها و بیچاره

خدا، از خاطرم رفته چطور از خاطرت بردم
میونه اون همه میوه چی شد که گندمُ خوردم

چرا غافل شدم وقتی خبر داشتم همین آشه
که هرکی خربزه خورده باید پا لرزشم باشه

قبول دارم خطاکارم، خطا کردم، خطا گفتم
قبولم کن خداوندا به دست و پات می افتم

برای توبه می دونم که همواره دری وا هست
برای جان سپردن چی؟ تو آغوشت ببین جا هست؟

ببین جا داره آغوشت برای آدم تنها
برای یک نفر حوا که دیگه سیره از دنیا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
تو باشی و هوای بهار و من.....

توباشی و هوای بهار و من 
قدم به قدم فدایت میشوم
توباشی از لحظه های دلتنگی جلومیزنم
به تمام درهای بسته دهن کجی میکنم
به بن بستها به خیابان هایی همه با یک نام...
دوست دارم تو باشی و من نشانی ها را گم کنم
راه خانه را هم ندانم 
تا همه بدانند خانه آنجاست که تو باشی
و من قدم به قدم فدایت شوم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y

دوباره گمشده بودم در ازدحامِ خودم
غزل برای تو گفتم ولی به نام خودم

چقدر خسته گذشتی چرا نفهمیدی؟
چقدر هست که افتاده ام به دام خودم

نماز ثانیه را بی تو نیز می خوانم
خودم برای خودم می شوم امامِ خودم

چه سرنوشت عجیبی ست تازه فهمیدم
که دور بوده ز من نیمی از تمام خودم

کسی دوباره از آن سوی شعر می آید
بلند می شوم از جا، به احترام خودم

از این به بعد بدون تو نیستم تنها
من آشنا شده ام با کسی به نام "خودم"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگـــاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزه ی تنهایی روحم سفالــی تر شده است

آخرین لبخند او هم غــرق خواهد شد در آب
ماه ِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا کــی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ از آن پـــرسش سوالی تر شده است

زندگی را خواب می دانستم اما بعــد از آن
تازه مــی بینم حقیقت ها خیالی تــر شده است

ماهی کم طاقتم! یک روز دیگــر صبر کن
تُنگ آب از روزهــای قبل خالی تـــر شده است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : sharareh y
حال من خوب است حال روزگارم خوب نیست
حال خوبم را خودم باور ندارم خوب نیست

آب و خاک و باد و آتش شرمسارم می کنند
این که از یاران خوبم شرمسارم خوب نیست

روز وشب را می شمارم ؛ کار آسانی ست ؛ حیف
روز و شب را هرچه آسان می شمارم خوب نیست

من که هست و نیستم خاک است ،خاکی مشربم
اینکه می خواهند برخی خاکسارم خوب نیست

ابرها در خشکسالی ها دعاگو داشتند
حیرتا! بارانم و بایدنبارم خوب نیست!

در مرورخود به درک بی حضوری می رسم
زنده ام ، اما خودم را سوگوارم خوب نیست

مرگ هم آرامش خوبیست می فهمم ولی
این که تا کی در صف این انتظارم خوب نیست ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 بهمن 1395 :: نویسنده : sharareh y
من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟
آفرین! معرفت این است که ز من می گذری

طعنه ی غیر ندیدی که بسوزد دل تو
که بدانی که چه سخت است به خدا در به دری

خلوت عشق گزیدن هنر لب زدن است
لب من تر کن از آن جام لبان شکری

معرفت نیست من اینجا و تو آنجا و دلی
بگذاریم به امید نگاه دگری

درد و اندوه مرا تا قلم مرگ نوشت
قلم افسوس بخورد از من و این بی نظری

ما که رفتیم ولی این دل ناقابل ما هست
هست گرو پیش لبانت بخری یا نخری

منع عشق تو نمودند ولی من به جواب
گفتم این زن بود اما که نکوتر ز پری..















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 125 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : sharareh y
نویسندگان
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ جدید